معين الدين نطنزى
61
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
[ جدول 1 ] ذكر جلوس باتو چون جوجى خان وفات يافت پسر دوم او باتو در الوس خويش قايممقام پدر بر سرير خانى نشست و برادرانش مطيع و منقاد او شدند . و در عهد اوكتاى قاآن او را با برادران و ديگر شاهزادگان نامزد فتح ولايات شمالى گردانيد و جمله پيش او جمع گشته به اتفاق بر نشستند و اكثر آن ممالك را مستخلص گردانيدند . و بعد از مراجعت شاهزادگان منكو قاآن و كيوك خان با برادران خويش به استخلاص بقاياى آن ولايت مشغول شد . و در اوايل سنهء تسع و ثلثين و ست مايه ( 637 ه / 1239 - 1240 م ) كه اوكتاى قاآن وفات يافت باتو را به واسطهء كبر سن عارضهء استرخا طارى شده بود ، و چون او را به قوريلتاى طلب داشتند بدان عذر تقاعد نمود . جهت غيبت او كه آقاى همگنان بود ، قرب سه سال كار قاانى معيّن نگشت و مهين خواتين اوكتاى قاآن ، توراكينه « 1 » خاتون ، حكم مىكرد ، و در آن مدت خللها به اطراف ممالك راه يافت . و قاان پسرزادهء خود ، شيرامون را ولى العهد گردانيده بود . توراكنه خاتون و بعضى از امرا رضا ندادند و گفتند : گيوك خان مهتر است و جهت اجلاس او باز باتو را طلب داشتند ، هرچند از ايشان رنجيده بود . از سوابق قضايا متوهم در حركت آمد و به آهستگى مىرفت . ايشان پيش از وصول او و حضور آقا و اينى به استبداد خويش قاانى بر كيوك مقرر كردند . و گيوك خان چون به مرضى مزمن مبتلا بود به بهانهء آنكه آب و هواى يورت قديم كه پدرم داده مرا سازگارتر است با لشكرى تمام متوجه حدود ايمل قوجين گشت . و باتو چون نزديك آنجا رسيد متوهم شد و سيورقوقتنى بيكى بنابر قاعدهء دوستى كه از عهد جينكز خان باز ميان جوجى و تولوى خان و اوروق جانبين ممهد و مؤكد بود ، به خفيه پيغام فرستاد كه آمدن گيوك خان بدان حوالى از خديعتى خالى نيست . بدان سبب توهم باتو زيادت گشت و از سر حزم و احتياط منتظر وصول گيوك خان مىبودند . او چون به حدود سمرقند رسيد ، به موضعى كه آنجا تا
--> ( 1 ) . چنانچه بعد بيايد به صورت توراكنه هم آمده است .